تاریخ هنر همیشه بیشتر به قلم مردان نوشته شده و برای مردان روایت شده است. همین باعث شده جای خالی زنان در این مسیر خیلی به چشم بیاید و این سؤال پیش بیاید که آیا واقعاً زنان هیچ نقشی در شکلگیری و پیشرفت هنر نداشتند یا اینکه ارزش کارشان دیده نشده است؟
در ایران هم وضع تقریباً همین بوده؛ اما اگر کمی به عقب برگردیم و به دوران صفویه نگاه کنیم، میبینیم نام بعضی از زنان هنرمند در تاریخ نقاشی ایران ثبت شده است. در آن زمان شرایط آموزش هنر برای زنان کمی بهتر شد، البته بیشتر برای زنان دربار و خانوادههای مرفه. همین فرصت باعث شد بعضی از آنها بتوانند آثارشان را به یادگار بگذارند.
یکی از این هنرمندان صحیفه بانو بود؛ نگارگری که سه اثر از او باقی مانده است: تصویری از یک ساختمان نیمهتمام با کارگرانی که مشغول کارند، منظرهای از یک گورستان عمومی و تصویری از شاه تهماسب اول صفوی. جالب است که از او بهعنوان یکی از سه بانوی برجسته در هنر مینیاتور هندوستان هم یاد کردهاند.
این نمونهها نشان میدهد زنان هم در تاریخ هنر ایران حضور داشتهاند، فقط کمتر دیده شدهاند و حالا وقتش رسیده دوباره نامشان را مرور کنیم.

نادره بانو یکی دیگر از زنان هنرمند دوران صفویه بود؛ شاگرد مستقیم آقا رضا جهانگیری، نقاش نامدار آن زمان. او یکی از آثارش را با امضای جالبی ثبت کرده: «عمل نادره بانو بنت میرتقی شاگرد آقا رضا»؛ عبارتی که نشان میدهد هم به استادش افتخار میکرد و هم میخواست نام خودش در تاریخ بماند.
نادره بانو همراه پدرش راهی هند شد و در آنجا زیر نظر آقا رضا، هنر نقاشی را بهطور جدی آموخت. امروز تنها دو اثر امضادار از او باقی مانده، اما همین تعداد کم هم برای اثبات حضور زنان در تاریخ هنر ایران ارزشمند است.
این روایتها یادآوری میکنند که زنان، هرچند کمتر دیده شدهاند، اما در شکلگیری و پیشرفت هنر ایران نقش داشتهاند و آثارشان هنوز حرفهای زیادی برای گفتن دارد.

از دوران قاجار بود که آموزش هنر برای زنان رنگ و بوی جدیتری گرفت. اواخر قرن نوزدهم، با افزایش مدارس دخترانه و جنبشهای اجتماعی مثل انقلاب مشروطه، فرصتهای تازهای برای یادگیری هنر پیش پای زنان باز شد. البته هنوز هم شرایط مالی و جایگاه اجتماعی خانواده نقش تعیینکننده داشت؛ یعنی بیشتر دختران اشراف و درباری بودند که میتوانستند به هنر دسترسی پیدا کنند.
در فضای دربار، زنان علاقهمند به هنر معمولاً از طریق معلمان سرخانه آموزش میدیدند. مثلاً میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله به سوگلیها و دختران فتحعلیشاه درس هنر میداد. با این حال، جامعه آن زمان حضور زنان هنرمند را چندان نمیپذیرفت و همین باعث میشد آثارشان پشت درهای بسته خانه باقی بماند و کمتر دیده شود.
فتحعلیشاه خودش یکی از بزرگترین حامیان هنر بعد از صفویه بود. علاقهاش به شعر و نقاشی باعث میشد همیشه جمعی از هنرمندان و شاعران در اطرافش باشند. در چنین فضایی، طبیعی بود که دختران دربار فرصت بیشتری برای نشان دادن استعدادهایشان پیدا کنند. به همین دلیل هم بیشتر آثار شاخصی که از دوره قاجار باقی مانده، متعلق به زنان درباری و خانوادههای مرفه است؛ مثل ضیاءالسلطنه، امسلمه و نواب علیه که هر سه از دختران فتحعلیشاه بودند. جالب اینکه در نیمه اول دوره قاجار، خوشنویسی بیشتر از نقاشی و نگارگری رواج داشت.
یکی از شاخههای هنری جذاب آن زمان «خط ناخنی» بود. بعضی از زنان قاجاری با ناخنهایشان نقاشی و خطاطی میکردند! مقدمه کتاب گلستان هنر ابداع این شیوه را به اواخر عهد فتحعلیشاه نسبت داده است. فخر جهانخانم، دختر ششم فتحعلیشاه، از همین روش استفاده میکرد و آثارش هنوز هم در گنجینه کاخ گلستان نگهداری میشود.

بعد از سالها آموزش طبقاتی و محدودیت برای زنان، بالاخره با انقلاب مشروطه و شکلگیری مکتب آموزشی کمالالملک، مسیر تازهای باز شد. مدارس دخترانه بیشتر شدند و زنان توانستند بهطور رسمی و جدی وارد عرصه آموزش هنر شوند. همین تغییر باعث شد تعداد آثار امضادار زنان هنرمند نسبت به دوران فتحعلیشاه رشد چشمگیری پیدا کند.
کمالالملک با تأسیس «مدرسه صنایع مستظرفه» عملاً سیستم آموزش هنر در ایران را متحول کرد. در میان شاگردان او، نام زنان نقاش هم دیده میشود؛ زنانی که نقاشی را بهصورت آکادمیک یاد گرفتند و توانستند حضور پررنگتری در این عرصه داشته باشند.
یکی از مشهورترین شاگردان زن کمالالملک، فروغالملوک (ولیهصفا) بود. او در نقاشی آبرنگ مهارت زیادی داشت و یکی از آثارش تصویر ناصرالدینشاه را در حال سواری بر اسب نشان میدهد.
از دیگر شاگردان زن این مکتب میتوان به عفتالملوک خواجهنوری، شوکتالملوک شقاقی (خواجهنوری) و شمسالضحی نشاط اشاره کرد؛ هنرمندانی که آثارشان با امضای خودشان باقی مانده و نشان میدهد زنان در این دوره توانستند جایگاه جدیتری در تاریخ هنر ایران پیدا کنند.

اولین نسل زنان هنرمند مدرن ایران بیشتر در دهههای ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۰ شکل گرفت؛ درست همزمان با دوران مدرنیزاسیون پهلوی. در این دوره، با افزایش تعداد مدارس و هنرستانها و تأسیس دانشکده هنرهای زیبا، زنان طبقه متوسط هم توانستند وارد عرصه آموزش هنر شوند و دیگر فقط دختران اشراف نبودند که فرصت یادگیری داشتند.
بعدها، بهویژه پس از انقلاب، تعداد زنانی که امکان آموزش دیدن و برگزاری نمایشگاه از آثارشان را پیدا کردند بیشتر شد و حضورشان در فضای هنری پررنگتر شد.
امروز زنان هنرمند در ایران و جهان پا به پای مردان در عرصه هنرهای تجسمی فعالیت میکنند و موفقیتهای زیادی به دست آوردهاند. با این حال، هنوز هم در بازار اقتصاد هنر، سهم و نقش زنان کمتر دیده میشود؛ موضوعی که نشان میدهد راه برای برابری کامل همچنان ادامه دارد.

















