
هستی مهدوی، بازیگر جوان سینما و تلویزیون، در پادکست «رختکن بازندهها» از روزهای سخت کودکی و نوجوانیاش گفت؛ روزهایی که با خشونت خانگی و بحرانهای خانوادگی گره خورده بود. او روایت کرد که پدرش سالها او را تحت فشار قرار میداد و در نهایت در برابر چشمانش به زندگی خود پایان داد.
با این حال، مهدوی تنها از تلخیها نگفت. او یادآور شد که پدرش در روزهای خوب، برای او و برادرش وقت میگذاشت و چیزهای تازه یادشان میداد. اما زندگی خانوادگی خیلی زود مسیر دیگری گرفت؛ پدر به زندان افتاد، بعد گرفتار اعتیاد شد و مادر خانه را ترک کرد. هستی در کنار پدری ماند که هم سایهی محبت داشت و هم خشونت.
این تجربههای تلخ، مسیر زندگی او را دشوار کرد اما نتوانست مانع تحقق رؤیای بزرگش شود. هستی مهدوی با تمام سختیها توانست به آرزوی دیرینهاش برسد: بازیگری در برابر دوربین؛ آرزویی که به گفتهی او، خواستهی پدرش هم بود





















